آینه‌های دردار

آینه‌های دردار

هوشنگ گلشیری / Jul 16, 2019

  • Title: آینه‌های دردار
  • Author: هوشنگ گلشیری
  • ISBN: 9789644481062
  • Page: 223
  • Format: Paperback
  • .

    Aug , If You re Happy and You Know It Nursery Rhymes Collection and Baby Songs from Dave and Ava Duration Dave and Ava Nursery Rhymes and Baby Songs Recommended for you Persian Edition Persian Edition , Home facebk.weebly . A work written over years ago by Shaykh Muhammad Hashim al Sindi in advancing the proofs used to place the hands below the navel in Salah, as well as a reply to what contradicts it. Afghanasamai Asamai

    • Unlimited [Chick Lit Book] ✓ آینه‌های دردار - by هوشنگ گلشیری ↠
      223 هوشنگ گلشیری
    • thumbnail Title: Unlimited [Chick Lit Book] ✓ آینه‌های دردار - by هوشنگ گلشیری ↠
      Posted by:هوشنگ گلشیری
      Published :2018-05-17T11:23:54+00:00

    About "هوشنگ گلشیری"

      • هوشنگ گلشیری

        From the Golshiri foundation websiteWriter, critic and editor, Hooshang Golshiri, the prominent Iranian literary figure, published his first collection of short stories, As Always, in 1958 His second book, a short novel, Prince Ehtejab 1959 brought him fame and was later made into an internationally acclaimed film 1974 It has since been translated into several languages His writings include eight novels, five collections of short stories, two books on literary theory and criticism, and a 2 vol collected essays and articles.Alongside his writing, he set up workshops and classes to nurture new generations of writers, edited various literary journals, and actively participated in the struggle for freedom of thought and expression in Iran, and the establishment of an independent Iranian writers association He was awarded the Hellman Hammett Prize Human Rights Watch in 1997, and the Erich Maria Remarque Peace Prize City Of Osnabruck in 1999, in recognition of his commitment to human rights and freedom of speech.


    686 Comments

    1. Āʾinahā-ye dardār = Mirrors with Cover Doors, Lidded mirrors, (1992), Houshang GolshiriHoushang Golshiri (1938 – June 6, 2000) was an Iranian fiction writer, critic and editor. He was one of the first Iranian writers to use modern literary techniques, and is recognized as one of the most influential writers of Persian prose of the 20th century.تاریخ نخستین خوانش: چهاردهم ماه می سال 2011 میلادیعنوان: آینه های دردار؛ نویسنده: هو [...]


    2. رمان (آینه‌های در دار) مرحوم (گلشیری) را گمان می‌کنم برای اولین بار، پانزده سال پیش خواندم و دو بار بعد به فاصله‌ی کوتاهی بازخوانی‌اش کردم. پس آن‌چه می‌خوانید بیش‌تر متکی به حافظه‌ی بسیار ضعیفم است که امیدوارم یاری‌ام کنددرباره‌ی موضوع داستان، دیدم کاربران محترم سایت نو [...]


    3. مُرد دیگر ، آدم ها می میرند ، سکته می کنند یا زیر ماشین می روند ، گاهی حتی کسی عمداً از بالای صخره ای پرتشان می کند پایین . این ها البته مهم است ، ولی مهم تر همان نبودن آن هاست ، این که آدم بیدار شود و ببیند که نیستش ، کنار تو خالی است . بعد دیگر جایشان خالی می ماند ، روی بالش ،حتی رو [...]


    4. آينه هاي دردار درواقع سفرنامه ي نويسنده است به چند كشور اروپايي. گلشيري در خلال سفرها، در لحظه هاي رويارويي با ساده ترين مسائل، به گذشته اش سفر مي كند. به خودش، افكارش. به اينكه آيا لزوما مي بايست در ايران مي ماند و مي نوشت؟ به اينكه آيا ترك وطن، هم مفهوم خيانت است به آن؟آيا نويس [...]


    5. بعضی‌وقتا آدما فقط یه‌بار یه کار خوب انجام می‌دن که زندگی‌تو عوض می‌کنن و بعدش مهم نیست دیگه هیچ‌وقت کار خوبی نکنن، واسه‌ات همون یه‌بار کافیه. برا منم هوشنگ گلشیری همچنین آدمیه. یه‌بار با شازده احتجاب نگاه من رو تغییر داده، یه لرزه وارد کرده به زندگی‌م و بعد هرچی بنویسه [...]


    6. آیینه های دردار خیلی تعریفش را شنیده بودم. داستان نویسنده ای است که در دهۀ 1360 از ایران به سفر اروپا می رود، در محافل ادبی حاضر می شود و داستان های اش را می خواند، و با اولین عشق زندگی و سال های کودکی و جوانی اش ملاقات می کند. ظاهرا حکایت خود گلشیری است. بخاطر این که نویسنده مدام در [...]


    7. تو اين كتاب ديگه گلشيرى كاملا سوراخ دعارو پيدا كرده و همونهارو مينويسه. من نكته اى توش بنظرم نمياد ولى خوندنش بد هم نيست. زيبايى خاص ادبى يا درخششى نداره. يه چيز فوق العاده متوسط از متوسط براى متوسط. برا من چيز جالبش اون زبان اون سالهاست كه خودشو اينجا و اونجا نشون ميده. و لاغير.


    8. در ادبیات معاصر ما چند نویسنده هستند که آثارشان می تواند در پهنه ی ادبیات جهان جلوه داشته باشد. هوشنگ گلشیری یکی از این انگشت شمار نویسندگان معاصر ایرانی ست. اگرچه جلوه ی بارز آثار گلشیری، زبان اوست و این زیبایی هرگز نمی تواند به عینه به دیگری منتقل شود، اما این ویژگی منحصر به [...]


    9. تعلق خاطـر به یکی حاصل سال هاست، وقتی چندین و چند سال ببینی اش، اما اگر از او دور بمانی، حتی یک ساعت فکر کنی که چیزی گم کرده ای ___________مینا برای من راستـش حضور حی و حاضر هـمان خاک است که با صبوری ادامه می دهد، حتی اگر من نروم. من با او روی زمین زندگی می کنم، از همان ریشه ها، گیرم پوس [...]


    10. »انگار مثل همین جریان سیال ذهن است، ولی با مخاطبی که هیچ چیز را از او پنهان نمی‌کند،‌ساعت‌ها می‌توانیم با هم حرف بزنیم،انگار آدم بلند‌بلند فکر کند.‏ گفتم که یک جور تخلیه‌ی روانی است.‏«به نقل از متن کتاب (صفحه‌ی 113)‏کتاب "آینه‌های دردار"‏ جریان سیال ذهن نویسنده‌ای ست که ظ [...]


    11. بعد از دوبار خوندن کتاب چیزی که از متن برداشت کردم این بود نویسنده یه پرسش همیشه مطرح تووی فضای سیاسی ایران رو به میون میاره و البته سعی در جواب دادن به این پرسش هم نمیکنه و اون سوال اینکه برای نوشتن در باره وطن لزوما باید در بین مردم خودت باشی یا اینکه میشه از بیرون هم به ماجرا [...]


    12. اواخر موشک­باران متوجه شدیم که گلهای سرخ برگ داده­اند، برگهای سبز روشن و کوچک. غنچه­هاشان هم باز شده بودند. بی­آنکه کسی باشد که نگاهشان کرده باشد. بر ساقه­های لخت انار هم برگهای سرخ و ریز جوشیده بود، انگار آدمها باشند یا نباشند مهم نیست.آن­وقت گربه­ها آن­قدر لاغر شده بودند و ط [...]


    13. رمان، داستان سفر نویسنده‌ای به نام ابراهیم به اروپا برای شرکت در چند جلسه داستان‌خوانی و پرسش و پاسخ است. در پایان جلسات، در بین سوال‌های حضار، نوشته‌های کوتاهی از کسی هست که ظاهرا ابراهیم را می‌شناسد، و از او می‌خواهد که اگر به پاریس رفت با فلان شماره تماس بگیرد. این یاددا [...]


    14. مُرد دیگر٬ آدم‌ها می‌میرند سکته می‌کنند یا زیر ماشین می‌روند٬ گاهی حتی کسی عمداً از بالای صخره‌ای پرتشان می‌کند پایین. این‌ها٬ البته مهم است٬ ولی مهم‌تر همان نبودن آن‌هاست. این که آدم بیدار شود و ببیند که نیستش٬ کنار تو خالی است. بعد دیگر جای خالیشان می‌ماند٬ روی بالش٬ ح [...]


    15. راستش خواستم به اطلاعتان برسانم که پاییز شده، آن هم چه پاییزی! صبح که از پهلوی می‌آمدم بالا دیدم که چه غوغایی است. آن‌قدر برگ روی زمین ریخته بود که پیاده شدم و از همان‌جا زنگ زدم به پدربزرگ . می‌دانی چه گفت؟ گفت: « خانم عزیز اینها درس دارند. تا فردا هم فکر نمی‌کنم پاییز جایی بر [...]


    16. این کتاب زمان انتشارش در سال 70 خیلی تحویل گرفته شد (مثلا فرج سرکوهی در شماره 77 آدینه در اظهار نظری شتابزده میزان تاثیرگذاری آینه های دردار بر آینده ادبیات داستانی ایران را چیزی همسنگ بوف کور و شازده احتجاب پیش بینی کرده بود) به این خاطر که به نوعی حدیث نفس و سرگذشت خیلی از روشنف [...]


    17. گیج کننده و کمی مبهم و جاهایی با روایتی ساده و دلپذیر انگیزه ی ادامه دادن رو در خواننده تقویت میکرد, هر چند کمی گیج کننده بود و من در قسمتهایی از کتاب حواسم به کلی پرت میشد و فقط روخوانی میکردم, و خب برمیگشتم و مجددن میخوندم تا بدونم دارم درست متوجه میشم یا خیر که اغلب اشتباه کرد [...]


    18. یک داستان صد و شصت صفحه ای شرح سفر نویسنده به چند شهر اروپایی و دیدار با آشنایان قدیمی همراه با شرح خاطرات گذشته می باشد.جایی که نویسنده با دیدن مجسمه ها و کافه های محل زندگی نویسندگان غربی به مقایسه آنها با شرایط نویسنده های ایرانی می پردازد و در این اثراز "ریشه" بسیار سخن گفته [...]


    19. داستان داستان خوانی های یک نویسنده در اروپا و روایت عشق ناکام دوران جوانی در خلال این داستان خوانی هاروایت درگیری های یک نویسنده برای ماندن و نوشتن از خاطرات و مکان هایی که حس میکنه بهش تعلق داره یا رفتن و سکونت در یک مکان دیگه و شروع یه زندگی جدیدنحوه ی روایت عشق نافرجام نویسن [...]


    20. می‌خواهم به‌نادرستی، اثر را مثله کنم و تفکیکی قائل شوم بین دوچیزی که «فرم» و «محتوا» می‌نامیمش؛ یا بهتر بگویم، بین «تکنیک» و «موضوع» داستان. این تفکیک، برای چیزی که می خواهم بگویم دربارۀ این اثر، راهگشا است: اینکه می‌توانیم موضوع داستان را دوست نداشته باشیم و با آن ارتباط ب [...]


    21. نگاهِ احساسی به گذشته بمنظورِ تقدس بخشیدن به آن، آزارم می‌دهد، خفه‌ام می‌کند. با افسوس غریبه‌م؛ به آن‌چه که راهی به کنون و آینده ندارد تعلقی ندارم. البته نویسنده توانست با انتخابِ درستِ زاویه‌ی دید و پرداختِ درست شخصیتِ مینا و صنم‌بانو توانست متن را سرپا نگه دارد و در دام [...]


    22. من یه چیزیم شده یا کتاب ها واقعا خوب نیستن یه چیزای خوبی داشت ولی نه خوب بود ن بدبه هر حال ما هنوز هم دلمان که می گیرد حافظ می خوانیم


    23. شوهرت چطور مرد؟مرد دیگر، آدم‌ها می‌میرند، سکته می‌کنند یا زیر ماشین می‌روند، گاهی حتی کسی عمدا از بالای صخره‌ای پرتشان می‌کند پایین. اینها، البته مهم است، ولی مهمتر همان نبودن آن‌هاست، اینکه آدم بیدار شود و ببیند که نیستش، کنار تو خالی است. بعد دیگر جای خالی‌شان می‌ماند [...]


    24. اینه های دردار به ظاهر سفرنامه ای است از سفری به چند کشور اروپایی که در زمان بازگشت و حضور در خانه نویسنده گزارش می شود در این سفر نویسنده با هر داستان به عمق گذشته دور یا نزدیک می رود پس این سفر هم سفری است به غربت غرب یا جهان رویایی غرب موجود و هم سفری است به اعماق فرهنگ ما همان [...]


    25. آخرین اثر بلند گلشیری که زبان پخته و سخت و ثقیلی دارد. برخی معتقدند اتوبیوگرافی گلشیری است اما فرزانه طاهری می گوید این فقط یک داستان است.



    26. خیلی گیج کننده و غیر قابل فهم بود، انگار راوی ترس و استرس داشت و نمیتوانست درست حرف بزند و این گیج کننده بودن فقط ناشی از قطعه قطعه کردن بخش‌های داستان و یا تغییر ترتیب نبود. یک جاهایی راوی از ضمیر های مشابه برای نقل قول از دو شخص( ابراهیم و صنم) استفاده میکرده و من در حین خواندن [...]


    27. اولین کتابی که از گلشیری خوندم. از این دست کتاب‌ها نیست که در محیط شلوغ یا مداقع خستگی پا روی پا بندازی و بخونی، سطر به سطر کتاب آمیخته با غم و رنج.


    28. کاش نویسنده هایی مثل گلشیری در ایران بیشتر بود، این اثر هم مثل باقی آثارش گیرا بود،عشق نافرجامی که برای ابراهیم و سمنو باختن بود. گاهی گم شدم و گاهی گیج . خیلی خوب بود.*** - گوش نمیدهی؟گوش میدهم و منتظرم بروی سر اصل مطلبمیگفت: اصل مطلب همینهاست، همین چیزهای کوچک و جزئی که خود آدم ه [...]


    29. داستان زیبایی و سبک نوشتاری قشنگی داشت، اما به نظر من سبک نوشتاری نویسنده تا حدی با محتوی داستان همخوانی نداشت.فرم نوشتار، بیشتر متمایل به فرم اعبارات کهن فارسی است تا زبان روزمره امروزی و نویسنده به عمد سعی کرده که به این شکل نوشته باشه تا این که محتوی داستان فرم را به او تحمی [...]


    Leave a Reply