سه قطره خون

سه قطره خون

Sadegh Hedayat / Aug 21, 2019

  • Title: سه قطره خون
  • Author: Sadegh Hedayat
  • ISBN: 9789643620349
  • Page: 291
  • Format: Paperback
  • 1333

    YouTube Nov , Category People Blogs Song All Out Album Version Edited Artist s research works in s research works with , reads, including Apr , _ This feature is not available right now Please try again later. search results on SoundCloud Listen to Hussein Al Deek Chefto Sedfe Audio Ammar Mjbeel Wadny Persian Edition Topics search results on SoundCloud Listen Your current browser isn t compatible with SoundCloud Please download one of our supported browsers Need help asraildon May allah help the islamic state in iraq to destroy israel by missiles or invasion them and the coallition that will be formed in syria lebanon and egypt and in jordan with iraq this will be the ultimate coalition that will end this so called Israel one and fore ever Israel in Islam is the name of prophet gakob or yaakoub peace be upon him and on prophet Mohamad son of abdu allah , and may flv YouTube ahmed benchergui Uploaded June, HD Video Download Elkasmi Yassine

    • [PDF] Download ↠ سه قطره خون | by ☆ Sadegh Hedayat
      291 Sadegh Hedayat
    • thumbnail Title: [PDF] Download ↠ سه قطره خون | by ☆ Sadegh Hedayat
      Posted by:Sadegh Hedayat
      Published :2018-08-04T11:16:14+00:00

    About "Sadegh Hedayat"

      • Sadegh Hedayat

        Sadegh Hedayat is considered Iran s foremost modern writer of prose fiction and short stories.See also


    388 Comments

    1. دوبار کتاب رو خوندم.بار سوم هم زیر و روش کردم.ولی نه،این معمایی نیست که به سادگی حل شود.حتی سراغ نقد منتقدان هم رفتم،آنها هم در مانده بودند.یکی شان از گربه دوستی این کتاب تعریف ها کرده بود:))اما در مورد کتاباین کتاب منو یاد جزیره بسته(شاتر آیلند) اسکورسیزی انداختدی کاپریو ضربه ر [...]


    2. Se-Ghatreh-Khoon = Three Drops of Blood (short story), Sadegh Hedayat This short story was originally written by Sadeq Hedayat and translated into english by Brian Spooner. تاریخ نخستین خوانش: سال 1972 میلادیسه قطره خون؛ اثر: صادق هدایتدیروز بود که اطاقم را جدا کردند، آیا همانطوری که ناظم وعده داد، من حالا به کلی معالجه شده ام، و هفتة دیگر آزاد خواهم شد؟ [...]


    3. دوستانِ گرانقدر، داستان در موردِ مردیست که دچارِ اختلالِ هویت های تفکیک شده یا همان بیماریِ روانیِ چند شخصیتی میباشدداستان از زبانِ خودِ بیمار بیان میشود شخصیت هایِ این بیمارِ روانی در داستان نام هایِ گوناگون و توانایی هایِ مختلف دارندنکته ای که به زیبایی داستان می افزاید، [...]


    4. از خواندنش خیلی لذت بردم و بیش از پیش به نبوغ نویسنده پی بردم . با یک جستجوی ساده می توان انواع تفسیر و نقد را در اینترنت پیدا کرد ولی تنها یکی از آنها به دلم نشست و احساس می کنم به مفهوم اصلی نزدیکتر باشه . معرفی آن را خالی از لطف نمی دانم hosseinpayandehfa/tag


    5. ما همه‌مان تنهائیم. نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندان‌های گوناگون.ولی بعضی‌ها به دیوار زندان صورت می‌کشند و با آن خودشان را سرگرم می‌کنند، بعضی‌ها می‌خواهند فرار بکنند، دستشان را بیهوده زخم می‌کنند، و بعضی‌‌ها هم ماتم می‌گیرند. ولی اصل کار اینست که باید خودمان [...]


    6. He was gazing into space, with a half open mouth, as if he were laughing at something out of reach. He felt a pressure at the base of his skull which extended to his forehead and temples and caused wrinkles to appear between his eyebrows. from "The Man Who Killed His Passions" Is there a thing as normal? Sometimes a book will squish me, and all I have is a vague feeling that it believed in a these are the days we live in, that stranger to me. I don't know about this, just a kind of suspicion. It [...]


    7. در این مجموعه داستان شاهکاری ندیدم که نفس گیر باشه. اما هدایت توانسته بود سطح همه ی داستان ها را بالا نگه دارد، برخلاف برخی آثار دیگر که اگر هم شاهکاری درشان بود، داستان ضعیف هم می شد درشان پیدا کردداستان های "سه قطره خون"، "گرداب"، "داش آکل"، "آینه ی شکسته"، "طلب آمرزش" و "لاله" رو [...]


    8. دو سال پیش یه فیلم از راسل کرو دیدم با نام ذهن زیبا. اونجا هم راسل همینجوری واسه خودش و تو ذهنش شخصیت های مختلف ساخته بوددر کل داستان جالبی بود. ولی انقدر فیلم با این موضوع دیدیم که سریع حدس میزنیم داستان از چه قراریه


    9. اصلا نتونستم هدايت رو درك كنم. تا آخر كتاب بعد از تموم شدن هر داستان به خودم ميگفتم"كه چي؟!!!" نمونه ي بارز كليد اسرار بود. :)به نظرم نكته ي جالبي نداشت كه بخوام بگم .


    10. یک مجموعه داستان با ظرافت های ادبی قوی اما مفاهیمی که داره اگرچه برآمده از وضع جامعه ایران اون زمان هستاما به هرکسی نمیشه توصیه کرد که خونده بشه مخصوصا افرادی که تو زندگی شون دچار مشکلات شخصی و خانوادگی زیادی هستنآخر و عاقبت صادق هدایت هم مثل بعضی قصه های همین مجموعه شد البته


    11. "دریغا که بار دگر شام شد، سراپای گیتی سیه فام شد، همه خلق را گاه آرام شد، مگر من، که رنج و غمم شد فزون. جهان را نباشد خوشی در مزاج، به جز مرگ نبود غمم را علاج، ولیکن در آن گوشه در پای کاج، چکیده است بر خاک سه قطره خون "داستانها توی یک سطح نبودن، فراز و نشیب داشت و روند بعضیاش قابل پی [...]


    12. " تو برای من مظهر کس دیگری بودی. می دانی! هیچ حقیقتی خارج از وجود خودمان نیست. در عشق این مطلب بهتر معلوم می شود، چون هر کس با قوه تصور خودش کس دیگر را دوست دارد و این از قوه تصور خودش است که کیف میبرد نه از زنی که جلو اوست و گمان می کند که او را دوست دارد. آن زن تصور نهان خودمان است، [...]


    13. آیا «سه قطره خون» روایت یک جنایت است؟ یا گزارش یک گناه؟ یا تصویر مکافات؟‌ یا که سوگنامه آرزوی کام نایافته در تنهایی و بی‌اعتمادی؟ یا داستان یک «دام» است. قصه‌ی صیاد و طعمه و صید، که نمی‌دانی کدام صیاد است؟ کدام طعمه، کدام صید؟ دامی است که صید و طعمه و صیاد را یک‌جا در خود فرو [...]


    14. ۴تا ستاره ای که به این کتاب دادم بخش خیلی زیادش فقط بخاطر داستان قوی سه قطره خون هست که شباهت زیادی از نظر ساختار داستان به بوف ک‌ور داشت شاید بگم ۷ بار این داستان کوتاه رو خوندم و هر دفعه با یه نگاه جدیدتر دیدمش چون با یکبار خوندن آدم رو سیراب نمیکنه.


    15. هر شب زير پنجره ي اتاقم، صداي دلخراش گربه ها به راه است. گاهي نميتوانم حس ماده گربه را حدس بزنم. فرياد از لذت و يا غم؟ كاش من هم بتوانم سه قطره خون در پاي پنجره ام، درست بر روي سنگ فرش هاي پياده رويمان بريزم. اما اين بار سه قطره خون از زوجه ي سياه بخت. مادرم هميشه ميگفت گربه ي نر نما [...]


    16. آسمان لاجوردی، باغچه سبز، و گل‌های روی تپه باز شده، نسیم آرامی بوی گلها را تا این جا می‌آورد. ولی چه فائده؟ من دیگر از چیزی نمی‌توانم کیف کنم، همه اینها برای شاعر‌ها و بچه‌ها و کسانی که تا آخر عمرشان بچه می‌مانند خوبست.


    17. ده یازده ساله بودم که چند کتاب از هدایت درانباری خانه قدیمی مان پیدا کردم برای روزگار جوانی پدر بودوقتی اولین بار کتاب را خواندم غم و افسردگی عجیبی به دلم رخنه کرد و تا چند روزی حال روحیم خراب بود مادر که فهمید مرا برای خواندن این کتابها تنبیه کرد و من تا سالها آن کتابها را ندی [...]



    18. دریغا که بار دگر شام شدسراپای گیتی سیه فام شدهمه خلق را گاه آرام شدمگر من که رنج و غمم شد فزونجهان را نباشد خوشی در مزاجبجز مرگ نبود غمم را علاجولیکن در آن گوشه در پای کاجچکیده‌است بر خاک "سه قطره خون"


    19. Sadık Hidayet'in daha toplumsal içerikli öyküleri var bu kitapta, belirli de bir desen izliyorlar. Çocuk gelinler ise konular arasında ciddi bir yer tutuyor."kendi varlığımızın dışında başka bir gerçek yoktur. Bu konu aşkta daha iyi anlaşılıyor. Çünkü herkes kendi tasavvur gücü ölçüsünde bir başkasını sever. Bu kendi tasavvur gücünden kaynaklanır. Haz duyar bundan ama gözünün önündeki kadından değil. Onu sevdiğini sanır. O kadın kendi gizli tasavvurum [...]


    20. شب‌ها از دست عشق‌بازي نازي خوابم نمي‌برد، آخرش از جا در رفتم، يك روز جلو همين پنجره كار مي‌كردم. عاشق و معشوق را ديدم كه در باغچه مي‌خراميدند. من با همين ششلول كه ديدي، در سه قدمي نشان رفتم. ششلول خالي شد و گلوله به جفت نازي گرفت. گويا كمرش شكست، يك جست بلند برداشت و بدون اين‌ [...]



    21. هدایت در خلال چند داستان کوتاه، با قلمی شیرین و بیانی گیرا مباحث مختلفی نظیر خباثت پنهان انسانها، هوس و شهوت، عقاید دینی، سنت ها و تقابل اعتقادات ظاهری و نیت های پنهانی را به تصویر میکشد.هنرمندی او در توصیف صحنه ها، انتخاب کلمات کوچه بازاری و رنگ و بوی فرهنگ ایرانی در داستانها [...]


    22. ستاره دادن به مجموعه داستان خیلی سختهولی خبمیانگینش میشه سه تا :)


    23. فکر نمی کنم در ادبیات معاصر ایران داستان سمبولیکی به قدرت داستان سه قطره خون هدایت وجود داشته باشد. داستانی که هم می شود از آن خوانشی روانشناختی ارائه داد و هم خوانشی سیاسی. سه قطره خون مثل دیگر آثار هدایت که درباره طبقه متوسط نوشته شده یک پیام روشن دارد. طبقه متوسط شهری، طبقه د [...]


    24. داستان -طلب آمرزش- و -مردی که نفسش را کشت-، داستان‌هایی بودن که جبهه هدایت رو مشخص کردن. به شخصه اصلن نژادپرستی رو دوست ندارم، اما این دو داستان رو که کنایه‌های درشتی به عرب‌ها می‌نداخت و معلوم می‌کرد که نویسنده دل خوشی از طلاب و آخوندهای منبربرو نداره، بیشتر از بقیه پسندیدم [...]


    25. فضاي تاريك و مبهمي كه در آثار هدايت وجود دارد در اين داستان هم به نحو بارزي خودنمايي ميكرد و باعث متمايز بودن آن از آثار ساير نويسندگان بود. شاهكار هدايت در تقسيم كردن يك شخصيت به شخصيت هاي متفاوت و بيان قسمتي از وقايع از زبان هر كدام آن ها بود، در واقع گامي كه هدايت در ايجاد و ن [...]


    26. در مورد هدایت و آثارش جداگانه در وبلاگ گودریدز نوشته ام؛ /author_blog_



    27. با خوندن اين اثر هدايت ديدم نسبت بهش عوض شد.قبلاً زياد ازش خوشم نيومد ولي اينو كهخوندم باهاش حال كردم! از قديم گفتن: ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد:)


    Leave a Reply