نگران نباش

نگران نباش

مهسا محب‌علی / Jul 22, 2019

  • Title: نگران نباش
  • Author: مهسا محب‌علی
  • ISBN: null
  • Page: 494
  • Format: None
  • 1387 147 1388 1389 9789643625030 21 1387 147 1388 1389 9789643625030 21

    Dutar TURKMEN INTERNATIONAL HOME PAGE The Instruments These are divided into idiophones gopuz , aerophones khyzlavuk, shuishul, dilli tuyduk and chordophones dutar, gidzhak Idiophones Gopuz reed plucking musical instrument of the Turkmens, widely used by women and children. Afghanasamai Asamai

    • ↠ نگران نباش || ô PDF Download by ☆ مهسا محب‌علی
      494 مهسا محب‌علی
    • thumbnail Title: ↠ نگران نباش || ô PDF Download by ☆ مهسا محب‌علی
      Posted by:مهسا محب‌علی
      Published :2018-010-15T11:28:41+00:00

    About "مهسا محب‌علی"

      • مهسا محب‌علی

        Mahsa Moheb Ali


    928 Comments

    1. يادم مي‌آيد (فروغ) در يكي از مصاحبه‌هايش(گمان مي‌كنم با ايرج گرگين) گفته بود كه الان همه مي‌خواهند فاضلانه شعر بگويند، كسي نمي‌خواهد صميمانه شعر بگويد. حالا اين حرف را در چه تاريخي‌ گفته بود؟ بهتر از من مي‌دانيدحالا اين فاضلانه شعر گفتن و فاضلانه داستان نوشتن بد جوري گردن [...]


    2. عنوان: نگران نباش؛ نویسنده: مهسا محب‌علی؛ تهران، چشمه؛ 1387؛ در 147 ص؛ چاپ دوم تا پنجم 1388؛ چاپ ششم 1389؛ شابک دارد ولی چک دیجیت آن اشتباه است: 9789643625030؛ چاپ دیگر: نشر تیماژ، 1394، در 101 ص؛ شابک: 9786003671546؛ موضوع: داستانهای نویسندگان ایرانی - قرن 21 ماین رمان را رباب محب به سوئدی ترجمه و نشر اد [...]


    3. این کتاب به طرز وحشتناکی منو عصبی کرد که فرهنگ و ادبیات مملکت چرا به این روز افتاده ! ظاهرا جایزه گرفتن ها هم الکی و آشنا بازی بوده ضمنا خانم محب علی غلط املایی در نوشتن اصلا کووول (!!!) نیست !!!


    4. اول از همه که اسم کتاب آرامش و حال خوبی به آدم میده "نگران نباش"کُلیت داستان درمورد وقتیِ که تهران زلزله میاد و زوم کردن داستان رو یه سری چِت مغزبجز شرح حال و داستان روون آدمای داستان که اکثرا یا معتاد بودن یا آدمای بی‌قید و بند که هیچی واسشون مهم نبود و شرح حال خیابونای شهر ، دا [...]


    5. کلیت کتاب "نگران نباش" خوب بود، داستان رو خوب پیش برده بود و به دور از کش واکش دادنهای بیهوده مخاطب رو جذب میکنه که کتاب رو تا آخرش بخونه. اما چیزی که میخوام بگم فقط مربوط به این کتاب نیست و اینکه در این کتاب فقط تا حدودی دیده میشه. ما ایرانی‌ها کلا قیاس بین نسلی تو فرهنگمون موج م [...]


    6. اگه چند جا نویسنده اشاره به یه سری چیزا نمی کرد من فکر می کردم داستان کتاب در زمان قبل از انقلاب اتفاق افتاده. خانم محب علی در قالب یه داستان قشر تحصیلکرده رو به لجن کشیده! من وقتی این کتاب میخوندم احساس می کردم در حال تماشای یکی از فیلم های ابکی شبکه ی ملی هستم.با موی اناناسی و خ [...]



    7. برام عجیب نیست که چندبار تجدید چاپ شده. اما چطور این همه جایزه معتبر گرفته؟



    8. رمان نگران نباش با ایده ای جالب شروع می شود و شاید تنها نکته برجسته کتاب را می توان همین ایده جالب توجه کتاب عنوان کرد اما اینکه به عنوان یک رمان سرگرم کننده بتوان به آن نگاه کرد، به نظر من درست نمی باشد. تنها حادثه برجسته ای که می شود در این کتاب به آن اشاره کرد همان زلزله در تهر [...]


    9. هنوز یادت هست؟آن‌وقت‌ها روی برگ‌های باغ؛ چنارها دورمان می‌چرخیدند هنوز، آن‌قدر که قبلش چرخیده بودیم و بعد کله‌های‌مان را می‌چسباندیم به‌هم و دست‌های‌مان را از بالا قلاب می‌کردیم و از آرزوهای‌مان می‌گفتیم. انگار که هنوز داریم می‌چرخیم.


    10. بد نبود، يعني يه جاهاييش خوب ولي يه جاهايي هم خيلي بد و مصنوعي بود مثلن خيلي زياد پيش لرزه مي اومد هرج و مرج خوب تصوير نشده بود اما در كل به نظرم توي هدف اصليش موفق بود . نشون دادن نسلي كه از پوچي هم اون طرف تر رفته كلن همه چيز براش مسخره است و دوست داره با هر فاجعه اي هم حال كنه


    11. اگرچه موضوع کتاب جدید است و شاید مورد مشابهی برای آن پیدا نشود، اما فضاهای کتاب (دوستان و همسایه ها و حتی خانواده ی شخصیت اصلی) باور پذیر نیستند. البته دیالوگ های کتاب انصافا خوبند.


    12. فكر نكن الاغ ،قانون اول نيوتن يادت نرود . هيچ وقت تو خماري فكر نكن، چون از ماتحتت فكر مي كني . قانون دوم هم اصلا مهم نيست چون وقتي خمار نباشي همه چيز خود به خود درست مي شود .


    13. کتاب بدی نبود، اما اثر خاص و ویژه ای هم نبود. از برنده ی جایزه ی گلشیری بیشتر انتظار داشتم.


    14. جایزه گلشیری برای رمان اول را برد ولی من پیشنهادش نمی کنم



    15. شهر شاهد پیش لرزه هایی ست که گمان می رود به زودی زلزله ی بزرگتری را شاهد باشد. عده ای از خانه هایشان به خیابان ها پناه برده اند، عده ای به بیرون از شهر فرار کرده اندد، عده ای مغازه ها را غارت کرده اند، بعضی به فکر تصاحب شهر بوده اند، اما شادی، دختری ست معتاد و بی هیچ ترسی از زلزله، [...]


    16. پیام من به احسان بعد از خواندن کتاب:کتاب مهسا محب علی رو تو راه خوندم. دو بار هم خوندمش.کتاب خیلی شبیه مشهدی بود که ما با هم دیدیم، چون هر دو تاشون جنون داشتن (شهر جنون دِرِه یره). البته کتاب به به قول فرنگیها بوی آبسردیسم هم میداد.اومدم چند تا نقد راجع بهش بخونم که همه مزخرف بودن. [...]


    17. دوستان از تم تکراری داستان می نالند، درحالی که به نظر من توقع بیجاییست که، از کتابی که دردهه هشتاد شمسی به قلم نویسنده ای که در دهه سوم زندگی خود است،انتظار داستان خطی داشت . ادبیات پست مدرن با تاخیر نیم قرنی جای خود را در تفکر نویسندگان نسل حاضر تثبیت کرده به همین دلیل از این ن [...]


    18. با این تعریفایی که شنیدم فکر می کردم کتاب خوبیه ولی نبود این نظر منه. داستان کوتاهای محب علی خیلی قوی تر از این رمانن. من نمی دونم چرا نویسنده های دهه80 درگیر دادن جزئیات بیش از حد توی ظاهر و رفتار و خلق و خوهای جووناناین که من مارک دقیق تمام لباسای یه نفرو بدونم به چه کارم میاد؟د [...]


    19. داستان در ابتدا گیج کننده شروع میشه با تعداد زیادی اسم و اتفاق که این آشفتگی ذهن راوی را میرسونه و این آشفتگی با هرج و مرج شهری بدلیل زلزله همخوانی داره. همچنین این داستان به شیوه ی پسا مدرنی جریان سیال ذهن نوشته شده و همین، درک کامل داستان رو سخت میکند. نقدی که بر این داستان دار [...]


    20. اگرچه داستان شخصیت اصلی کتاب و شخصیت پردازی شخصیت ها و روابطشون به نظرم خواندنی و روان از آب در آمده بود ، اما علت اصلی انتخاب من زمان و مکانیست که داستان در آن رخ می دهد.تهران در کتاب "نگران نباش" درست همان تهرانی ست که می شناسم و در آن زندگی می کنم . لرزه ها ی گاه و بیگاه، تنها بر [...]


    21. بسیار کتاب خوش روایتی بود.اولش که دستم گرفتم دلم نمیخواس ادامه بدم ولی بعدش تونست منو با خودش همراه کنه ضمن اینکه توصیفش از سیگار کشیدن کمی عادمو وسوسه میکنه که یه بارم شده امتحانش کنه بعد اگه دلش خواست بمیره;)))



    22. افتضاحداستان نه سر داشت، نه ته. معلوم نبود چی می خواد بگه. مثلا می خواست یه کپی از ناتور دشت باشه، اما افتضاح، افتضاحدو تا ستاره هم دادم چون بعضی جاهاش بد نبود. خوب نه هاااا، بد نبود.


    23. عجیبه که چه طور دفعه اول مجوز گرفت با این ادبیاتش به هرحال بد نبود


    24. بزرگترین مزیت کتاب این بود که یه بار بگیری دستت یه نفس تا ته بخونی و تهش حس نکنی که سرت کلاه رفته. همین.


    25. نقدی بر رمان ایرانی « نگران نباش»نوشته ونداد زمانیبخش نخستتهران بزرگ آشوب زده است و مردم در حال فرار از شهرهستند ولی در این گیرودار، « شادی» دختر مجرد شمال شهری و قهرمان ناخلف قصه، همه نگرانی‌اش در این نهفته است که مبادا حب‌های تریاکش تمام شود« قوطی را باز می کنم. فقط شش تا. ی [...]


    26. من از این کتاب به چند دلیل خوشم اومد.اول همه این که فضا سازی هایی که درش وجود داره فوق الاده هستن. یه شهر پر آشوب زلزله زده، فکرای یه جوون خمار، وقتی که داره شهر رو با این وضع تماشا میکنه و به چه آهنگی گوش میده.یه جوون متالهد مثل خودم که ادبیات و تفکرات و سلیقه اش برام آشنا بود. یه [...]


    Leave a Reply