شعرها ١٣٢٣ - ١٣٧٨: دفتر یکم

شعرها ١٣٢٣ - ١٣٧٨: دفتر یکم

احمد شاملو / Sep 22, 2019

Ahmad Shamlu is considered to be one of Iran s greatest poets and one of the most influential literary figures of the th century A native of Tehran Shamlu has been publishing poetry and o

  • Title: شعرها ١٣٢٣ - ١٣٧٨: دفتر یکم
  • Author: احمد شاملو
  • ISBN: 9789643511500
  • Page: 142
  • Format: Hardcover
  • Ahmad Shamlu 1925 2000 is considered to be one of Iran s greatest poets and one of the most influential literary figures of the 20th century A native of Tehran, Shamlu has been publishing poetry and other writings since the mid 1940s His poetry, like much great literature, appears simple on the surface but actually have many layers of meaning to appreciate Shamlu hasAhmad Shamlu 1925 2000 is considered to be one of Iran s greatest poets and one of the most influential literary figures of the 20th century A native of Tehran, Shamlu has been publishing poetry and other writings since the mid 1940s His poetry, like much great literature, appears simple on the surface but actually have many layers of meaning to appreciate Shamlu has also written many plays.In addition to acclaim from critics and readers alike, Shamlu has also received honors from organizations such as Human Rights Watch for his emphasis on freedom of expression and social justice.This book is a collection of Shamlu s works, covering Persian years 1323 1378 1944 1999 Common Era Originally published as a two volume set, this edition combines the two volumes into one.The text is written entirely in Persian Farsi It makes an excellent introduction to Shamlu s works as well as a comprehensive reference for scholars and fans.

    Afghanasamai Asamai Esprance de Tunis Etoile du Sahel Communiqu du Le ministre de l intrieur tunisien a publi aujourd hui le communiqu suivant la suite des vnements survenus au cours de la rencontre qui a oppos l Esprance de Tunis l Etoile

    • [PDF] Ï Free Read ☆ شعرها ١٣٢٣ - ١٣٧٨: دفتر یکم : by احمد شاملو ✓
      142 احمد شاملو
    • thumbnail Title: [PDF] Ï Free Read ☆ شعرها ١٣٢٣ - ١٣٧٨: دفتر یکم : by احمد شاملو ✓
      Posted by:احمد شاملو
      Published :2018-09-21T11:24:56+00:00

    About "احمد شاملو"

      • احمد شاملو

        2 1379 .From English Ahmad Shamloo Persian pronunciation h m d e mlu , also known under his pen name A Bamdad Persian December 12, 1925 July 24, 2000 was a Persian poet, writer, and journalist Shamlou is arguably the most influential poet of modern Iran His initial poetry was influenced by and in the tradition of Nima Youshij Shamlou s poetry is complex, yet his imagery, which contributes significantly to the intensity of his poems, is simple As the base, he uses the traditional imagery familiar to his Iranian audience through the works of Persian masters like Hafiz and Omar Khayy m For infrastructure and impact, he uses a kind of everyday imagery in which personified oxymoronic elements are spiked with an unreal combination of the abstract and the concrete thus far unprecedented in Persian poetry, which distressed some of the admirers of traditional poetry.Shamlou has translated extensively from French to Persian and his own works are also translated into a number of languages He has also written a number of plays, edited the works of major classical Persian poets, especially Hafiz His thirteen volume Ketab e Koucheh The Book of Alley is a major contribution in understanding the Iranian folklore beliefs and language He also writes fiction and Screenplays, contributing to children s literature, and journalism.


    303 Comments

    1. Collected works, Ahmad ShamluAhmad Shamlou (Ahmad Šāmlū, also known under his pen name A. Bamdad) (December 12, 1925 – July 23, 2000) was an Iranian poet, writer, and journalist. Shamlou was arguably the most influential poet of modern Iran. His initial poetry was influenced by and in the tradition of Nima Youshij. Shamlou's poetry is complex, yet his imagery, which contributes significantly to the intensity of his poems, is simple. As the base, he uses the traditional imagery familiar to h [...]


    2. ‎دوستانِ گرانقدر، اکثر ما نقدهایِ بسیاری در موردِ <احمد شاملو> خوانده ایم، لذا نقد کردن در اینجا فقط تکرارِ مکررات است‎چیزی که بیشتر از همه توجهِ من را در اشعارِ <احمد شاملو> جلب میکند، این است که <شاملو> خودش عناصر و شخصیت ها و یا ارکانِ شعر را خلق میکند، سپس به تنهای [...]


    3. کاش می‌بودی بامدادِ خمار. کاش همچنان بودی بامدادِ هشیاربر این پهنه ی ناباوری و بی‌بار و بی‌باورواژه واژه ی شعرهایت عشق بود و عصیان و آزادگی و سینه ستبرکردنروح و یادت همیشه جاودان شاملوی بزرگ.زیباترین حرفت را بگوشکنجه ی پنهان ِ سکوت ات را آشکاره کنو هراس مدار از آنکه بگویندت [...]


    4. زندگي با من كينه داشتمن به زندگي لبخند زدم خاك با من دشمن بود من بر خاك خفتمچرا كه زندگي سياهي نيستچرا كه خاك خوب استمن بد بودم اما بدي نبودماز بدي گريختمدنيا مرا نفرين كردمن ستاره ام رايافتم من خوبي رايافتمبه خوبي رسيدمو شكوفه كردم


    5. نه در رفتن حرکت بودنه در ماندن سکونی.شاخه‌ها را از ريشه جدايی نبودو بادِ سخن‌چينبا برگ‌ها رازی چنان نگفتکه بشايد.دوشيزه‌یِ عشقِ من مادری بيگانه استو ستاره‌یِ پرشتابدر گذرگاهی ماءيوسبر مداری جاودانه می‌گردد


    6. آن‌چه كه حداقل براي خود من جالب مي‌نمايد، اين است كه وقتي به گذشته نگاه مي‌كنم و سير آشنايي خويش با شعرا و خوانش كتاب‌هاي شعر ايشان را مي‌بينم، اولين شخص اينان مرحوم (شاملو) بوده است. يعني (شاملو) را پيش از شاعران كهن هم‌چون حافظ، مولانا، سعدي، نظامي، بيدل، فردوسي، قاآني، نا [...]


    7. نگاه كن چه فرو تنانه بر خاك مي گستردآنكه نهال نازك دستانشاز عشقخداستو پيش عصيانشبالاي جهنمپست است.آن كو بهيكي « آري » مي ميردنه به زخم صد خنجر،مگر آنكه از تب وهندق كند.قلعه يي عظيمكه طلسم دروازه اشكلام كوچك دوستي است.انكار ِ عشق راچنين كه بر سر سختي پا سفت كرده ايدشنه مگربه آست [...]


    8. يكي بود يكي نبودزير گنبد كبودلخت و عور تنگ غروب سه تا پري نشسه بود.زار و زار گريه مي كردن پريامث ابراي باهار گريه مي كردن پريا.گيس شون قد كمون رنگ شبقاز كمون بلن تركاز شبق مشكي ترك.روبروشون تو افق شهر غلاماي اسيرپشت شون سرد و سيا قلعه افسانه پير.از افق جيرينگ جيرينگ صداي زنجير م [...]


    9. شعري كه زندگيست زندگي دام نيستعشق دام نيستحتا مرگ دام نيستچرا که ياران گم‌شده آزادندآزاد و پاکمن عشق‌ام را در سال ِ بد يافتمکه مي‌گويد «ماءيوس نباش»؟ من اميدم را در ياس يافتممهتاب‌ام را در شبعشق‌ام را در سال بد يافتمو هنگامي که داشتم خاکستر مي‌شدمگُر گرفتم.زنده‌گي با من [...]


    10. به پروازشک کرده بودمبه هنگامی که شانه های اماز وبالِ بالخمیده بودو در پاک بازی یِ معصومانه یِ گرگ و میششب کورِ گرسنه چشمِ حریصبال می زدبه پروازشک کرده بودم منسحرگاهان سِحرِ شیری رنگی یِ نامِ بزرگدر تجلی بودبا مریمی که می شکفت گفتم:«شوقِ دیدارِ خدایت هست؟»ابی که به پاسخ آوائی [...]



    11. خيلي تعداد شعرا زياد بودو منم حدودا 6-7تا 2ساعتي وقت گذاشتم پاششعراش يه جوري بود راستش من خيلي نتونستم ارتباط بر قرار كنم هر چند كه يه سري هاشو واقعا دوست داشتماما با اين حال درصد. شعرايي كه دوست داشتم به شعرايي كه خوندم خيلي كم بودشحالا اميدوارم بازم وقت بشه و بيشتر بخونم و بيشت [...]


    12. اي كاش مي توانستم خون رگان خود رامنقطرهقطرهقطرهبگريم، تا باورم كننداي كاش مي توانستم_ يك لحظه مي توانستم اي كاش _بر شانه هاي خود بنشانم اين خلق بي شمار را،گرد حباب خاك بگردانمتا با دو چشم خويش ببينند كه خورشيدشان كجاستو باورم كننداي كاش، مي توانستم


    13. فراقیچه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!چه بی تابانه تو را طلب می کنم!بر پشت ِ سمندیگویینو زینکه قرارش نیست.و فاصلهتجربه یی بیهوده است.بوی پیرهنت،این جاو اکنون. ـکوه ها در فاصلهسردند.دستدر کوچه و بسترحضور مانوس ِ دست تو را می جوید،و به راه اندیشیدنیأس رارج م [...]


    14. چشم هایم را بستم و صفحه ای را گشودم, آمد:قلعه باناناین حجت با ما تمام کرده اندکه اگر می خواهیم در این سرزمین اقامت گزینیممی باید با ابلیس قراری ببندیم.و اکنون من در آغوش ابلیس آرام گرفته ام! :)


    15. من بی نوا بندگکی سر به راه نبودم ، و راه بهشت مینوی من ، بزرو ِ طوع و خاکساری نبود ، مرا دیگرگونه خدایی می بایست شایسته ی آفرینه ای که نواله ی ناگزیر را گردن کج نمی کند و خدایی دگرگونه آفریدم



    16. قناری گفت: کره‌ی ما.کره‌ی قفس‌ها با میله‌های زرین و چینه‌دانِ چینیماهی‌ سرخِ سفره‌ی هفت‌سین‌اش به محیطی تعبیر کردکه هر بهار.متبلور می‌شودکرکس گفت: سیاره‌ی منسیاره‌ی بی‌همتایی که در آنمرگ.مائده می‌آفریندکوسه گفت: زمین.سفره‌ی برکت‌خیزِ اقیانوس‌هاانسان سخنی نگفتتنه [...]


    17. من فکر می کنمهرگز نبوده قلب مناین گونه گرم و سرخ:احساس می کنمدر بدترین دقایق این شام مرگزایچندین هزار چشمه خورشیددر دلم می جوشد از یقین؛


    18. به راست راهی کدام همسفر اطمینان می توان داشت؟هوایی که می بویم از نفس پر دروغ هم سفران فریب کار من گندآلود است



    19. ديريست با من سخن به درشتي گفته ايدآيا تابتان هست پاسخي در خور بشنويد؟





    20. I wish there could be a translation, capable of showing what Shamloo presents in Farsi. Some poems worth reading tens of times. You start reading some of his alluring poems as much as you fully memorize them- even if they are 10 pages- but still when you read them again, you'll reckon new metaphors!من هراس ام نيست،چون سرانجام پر از نكبت هر تيره روانى را، كه جنايت را چون مذهب حق موعظه مى فرمايد،مى دانم چيست… [...]


    21. توازي رد ممتد دو چرخ يكي گردونهدر علف زارجز بازگشت به چه مي انجامد راهي كه پيموده ام؟به كجا؟سامان اش كدام رباط بي ساماني ستبا نهال خشكي كج مجكنار اب داني تشنه، انباشته به اخالدرازگوشي سوده پشت در ابري از مگسو كجاوه اي درهم شكسته؟كجاست بارانداز اين تلاش به جان خريده به نقد تما [...]


    22. شاملو بهترین دوست تمام دوران زندگی من.با خوندن شعرای شاملو بود که معنی آزادی،زندگی و انسان بودن رو فهمیدم.به تو دست می سایم و جهان را در می یابمبه تو می اندیشموزمان را لمس می کنممعلق و بی انتها عریانمی وزم، می بارم، می تابماز تو عبور می کنم چنان که تندری از شبمی درخشم و فرو می ری [...]


    23. روی جاده مرگ به تو برخوردمراهی که از اتفاق پیش گرفته بودمبی انکه بدانم تو ازان میگذری***هیچ اثری را تنها به دلیل انکه "بسته" است نمیتوان "تاریک" شمرد.جای انکه برای ورود مشت بر دیوارهایش بکوبیم باید ببینیم ایا خود ما با گذاشتن چشم خویش راه ورود نور را بدان سد نکرده ایم؟!پی روردی


    24. شما که زيبائيد تا مردانزيبايي را بستايندو هر مردي که به راهي مي شتابدجادويي لبخندي از شماستو هر مرد در آزادگي خويشبه زنجير زرين عشقي ست پاي بستعشق تان را به ما دهيدشما که عشق تان زندگي ست !و خشم تان را به دشمنان ماشما که خشم تان مرگ است


    Leave a Reply