افرا، یا روز می‌گذرد

افرا، یا روز می‌گذرد

بهرام بیضایی / Aug 21, 2019

  • Title: افرا، یا روز می‌گذرد
  • Author: بهرام بیضایی
  • ISBN: 9646751598
  • Page: 361
  • Format: Paperback
  • .

    • ☆ افرا، یا روز می‌گذرد || ✓ PDF Read by Ê بهرام بیضایی
      361 بهرام بیضایی
    • thumbnail Title: ☆ افرا، یا روز می‌گذرد || ✓ PDF Read by Ê بهرام بیضایی
      Posted by:بهرام بیضایی
      Published :2018-012-18T11:17:56+00:00

    About "بهرام بیضایی"

      • بهرام بیضایی

        .


    878 Comments

    1. اولین نمایشنامه ای بود که از بهرام بیضایی بزرگ می خوندم و می تونم بگم عجیب خوب بود. من نثر و تاکید بیضایی عزیز روی پارسی نویسی و داستان گویی اش رو دوست دارم و آزارم نمی ده. نکته ای که بهرام بیضایی رو برای من دوست داشتنی و قدرتمند می کنه اینه که به بهترین شکل روایتی داستان می گه و ن [...]


    2. متن عالي،شخصيت پردازي ها عالي،دغدغه ها همه واقعي و قشنگولي چرا پايانش رو اينجوري تموم كرد آقاي بيضايي؟ فقط پايانش به دلم ننشست.


    3. به شدت زیباست"بد روزگاریه وقتی چپ و راست یک حرف می زنند؛ اونم در جایی که تنها واقعیت بی تردید صفحه تسلیت روزنامه هاس. نه، کسی دوستدار واقعیت نیست. همه دوستدار اون توافق عمومی اعلام نشده ای هستن، که برای مدتی رسماً واقعیت نامیده می شه."


    4. عنوان: افرا، یا روز می‌گذرد؛ نویسنده: بهرام بیضایی؛ نخستین بار 1376، تهران، روشنگران، 1381، در 95 ص؛ شابک: 9646751598؛ چاپ چهارم 1388؛ موضوع: نمایشنامه های نویسندگان معاصر ایرانی قرن 20 م



    5. خوندن افرا رو که به آخر رسوندم هی به ذهنم آویزونه چقدر توی نوشته‌های بیضایی کارکترهایی که درگیر عشق و عاشقی می‌شن آدم‌های صاف و بی‌ریایی هستن، برخلاف دنیای واقعیی که توش هستیم طرف برای به چنگ آوردن اون عشق دست به هر کثافتکاریی میزنه. یادم به یاد قناعتِ توی آینه‌های رو به رو [...]


    6. برای هر کس ادبیات داستانی و کلمات یک مفهومی دارد، برای من این همه در آثار استاد بهرام بیضایی خلاصه میشود.بهت زده. سکوت و بخند.


    7. علاوه بر داستان خود نمایش که بسیار خوب رفتار انسان ها توی شرایط خاص رو در مقابل هم نشون داده بود، اون چیزی که برای من خیلی جذاب بود فرم و شکل روایت بود که در این نمایشنامه به بهترین شکل به اجرا درآمده بود. واقعاً دست مریزاد جناب بیضائی.


    8. یک نمایش عالی که نشان دهنده ی شخصیت زن در جامعه ی ایران است،که در این نمایشنامه زن هم از طرف صاحب خانه یا به طوری میتوان گفت صاحب کارش مورد تهمت قرار میگیرد و در ادامه ی کار حتی کسی که عاشق اوست از او روی بر میگرداند.و ما در میابیم که در جامعه ی ایرانی شخصیت زن با چه چالش هایی مواج [...]


    9. نمایش این نمایشنامه کمی متفاوت است. طوری نیست که فضای بیرونی‌ای صحنه سازی شده باشد و بازیگرها وقوع یک اتفاق را بازی کنند. صحنه بسیار ساده است و از اول تا آخر تقریبا همه بازیگرها نشسته‌اند و به زبانی ساده و محلی، طوری که انگار بحث آزادی پیش آمده و همه از چیزی یاد می‌کنند، راوی [...]


    10. نمایشنامه‌‌شناسي بهرام بيضاييمترسکها در شب-۱۳۴۱ سه نمایشنامه ی عروسکی: عروسکها-۱۳۴۱ غروب در دیاری غریب-۱۳۴۱ قصه ی ماه پنهان-۱۳۴۲ پهلوان اکبر می میرد-۱۳۴۲ هشتمین سفر سندباد-۱۳۴۳ دنیای مطبوعاتی آقای اسراری-۱۳۴۵ سلطان مار-۱۳۴۵ میراث و ضیافت-۱۳۴۶ چهار صندوق-۱۳۴۶ ساحل نجات-۱۳۴۷ [...]


    11. درباره ی بهرام بیضایی نباید چیزی گفت.جزئ معدود کسانی ست که هم خودش را و هم نوشته هایش را و هم فیلم هایش را هم دیده ام و هم بسیار دوست میدارم. کلمات ش محکمند و از دانش ی که دارد بهترین بهره را می برد .




    12. دو پایان در یک نمایشنامه سیاه و تاریک! دوست داشتم اجرای این نمایش رو دیده باشم!


    13. یکی از بهترین نمایشنامه های زبان فارسی همین افراست.درام توی تار و پود شکل ازلی نوشتار ایرانی نقش بسته.با افرا نگاهم به نمایشنامه نویسی تغییر کرد


    14. یادآور دو نمایش نامه دیگر:ملاقات با بانوی سالخورده/فردریش دورنمانتدشمن مردم/ایبسن********یک مشخصه کار بیضایی چندوجهی بودنشهیعنی داستانی جذاب رو بهونه می کنه تا چندین موضوع رو مطرح کنهیکی از موضوعاتی که تو این کتاب برام جلب توجه کرد، این بود کهچطوربی ملاحضگی های کوچیک مردم جامع [...]


    15. چه قدر این نمایشنامه زیبا بود و چقدر در طول خواندنش بارها به عقب برگشتم و دوباره خواندم، دوباره و دوباره اوایل نمایشنامه یک مقداری مونولوگ های طولانی داره که یحتمل برای شناساندن شخصیت های نمایشه .و خب خیلی جالب بود این کار . جلو تر که رفت به اهمیتش پی بردم.اینکه شخصیت های نمایش [...]


    16. مگر می شود باشکوه تر از این "عشق" و رویایش را به تصویر کشید؟>احتمالا می شود ولی نه به این راحتی


    17. رفتار مردم جامعه ایران را در قالب یک محل به تصویر کشیده است .


    18. بیضایی دختری 20 ساله را روایت می کند که علیرغم همه ی پستی و بلندی های زندگی اش نه تنها مسئولانه با چالش هایش مواجه می شود که هرجا که نیاز باشد مهربانی و همدلی را نیز در بدترین شرایط به تمامی اطرافیانش هدیه می کند.نقطه ی عطف داستان به قضاوت نشستن اهالی محله درباره ی افرا است. اهالی [...]


    19. بیضایی در زمینه ی ادبیات نمایشی ما اثر گذارترین قلم در پنج دهه ی اخیر بوده است. بیضایی سنت نمایشی ما را هم خوب می شناسد. خواندن بیضایی را، بهررو توصیه می کنم. /author_blog


    20. «همه‌اش چند ساعت بیشتر نبود؛ ولی حالا همه‌ی محلّه به‌نظرم طور دیگریست.»نمایشنامه‌ای زیبا، از معدود کتاب‌هایی که آخر کتاب ضربان قلبم رو حس کردم. ساده، در خدمتِ حقیقت و تلخ که نویسنده «میاد» و د در اون دست می‌بره. داستانی بین واقعیت و فراواقعیت.


    21. از قدیم گفتن، بازی نکن که نبازی!- کسی که بازی نمی کنه یه چیزی می بازه؛خود بازی کردنو!و چیزی هم نمی بره!كلاي مكس اين نمايشنامه دقيقاً در صفحات آخر آن به چشم م يخورد، جايي كه هر جمله برايت دنيايي مي شودبسيار لذت بردم




    22. به نظرم تلخی و سیاهی پایان را با آوردن نویسنده چندین برابر کرد .فوق العاده بود





    Leave a Reply